برخی دیگر از مشاهیر ارومیه

 

 

برخی دیگر از مشاهیر قدیمی ارومیه

سرمایه های واقعی یک سرزمین نه منابع و معادن آن که دانشوران و عالمان آن دیار می باشند. شهر ارومیه نیزاز این نعمت و موهبت برخوردار بوده و در عرصه علم و ادب و معرفت گوهر های درخشان و گرانبهایی در دل خود پرورده است. ذیلاً به اختصار نام و یاد چند تن از این فرهیختگان آورده می شود و با این توضیح که به مدلول «اثبات شیء موجب نفی ما ادی نمی شود » اشاره به این بزرگان دلالت

بر نفی یا کم رنگ دانستن جایگاه علمی دیگر اساتید و ادبا و فضلای این دیار ندارد و محدود بودن صفحات این نوشتار مانع اشاره و یاد کردن از دیگر گرامیان می شود.

  

1. شیخ ابوبکر یزدانیار اورموی:

محل فعلی دبستان نوید فتح سابق ارومیه ، قبلاً گورستانی بوده به نام شیخ ابوبکر در سمت جنوبی قبرستان، گنبد کوچک و مخروبه ای قدیمی به عارفی بنام حسین بن علی ، ملقب به شیخ ابوبکر منسوب است که قبرستان نیز بنام او نامگذاری شده است . تاریخ وفات شیخ ابوبکر در روی سنگ مزار «ثلاث و ثلاثین وثلاث مائه» 333 هجری قمری نوشته شده است . وی از عرفای قرن سوم و چهارم هجری بوده و در فاصله سالهای 240 -333 زندگی می کرده است. «اقتباس از تاریخ عمومی آذر بایجان ، احمد کاویانپور»

  

2. صفی الدین اورموی:

صفی الدین اورموی فرزند یوسف ابن فاخر به سال 613 هجری قمری در شهر ارومیه به دنیا آمد. او از شاخص ترین اساتید در علم موسیقی بوده که بعضی از آثار مکتوبش به زبانهای دیگر ترجمه شده است.وی از ترکیب قانون و رباب ساز جدیدی بنام «نزهه» اختراع نموده است . استاد دکتر برکشلی رئیس وقت کمیته ملی موزیک ایران در کنگره جهانی که به سال 1340 برگزار شد در باره صفی الدین اورموی می گوید پایه موسیقی شرق بر تعدیلی است که صفی الذین اورموی از گام موسیقی ایران از پرده بندی تنبور فراشان وارد نموده است . لذا این کنگره به یاد این دانشمند موسیقی و آهنگساز ایرانی آغاز می گردد صفی الدین اورموی به سال 693 در گذشت.

  

3. حسام الدین چلبی

از معروفترین شخصیتهای منسوب به ارومیه که در سال 622 هجری قمری در خاندان اورموی در شهر قونیه به دنیا آمد . و بنا به نقل تذکره نویسان ،مشوق اصلی مولانا در سرودن مثنوی حسام الدین بوده است که به خدمت مولانا رسید و به او ارادتی عظیم یافت و به اتباع و افراد جوانمردان دستور داد هر چه از حطام دنیوی به دست می آورند وقف مولانا سازند. مولانا نیز نسبت به او عنایتی خاص داشت و حسام الدین در نظرش بسیار گرامی بود از مقدمه مثنوی و آغاز دفترهای چهارم پنجم و ششم این علاقه و دلبستگی به وضوح آشکار است که حسام الدین در نظر مولانا چه مقامی بلندی داشته است. مولانا در مقدمه مثنوی ، حسام الدین را مفتاح خزاین عرش و امیر کنونی فرش و بایزید وقت و جنید زمان خوانده و در سر آغاز دفتر چهارم مثنوی می گوید:

ای ضیاءالحق حسام الدین تویی/که گذشت از مه به نورت مثنوی

همت عالی تو ای مرکجا/ می کشد این را خدا داند کجا

گردن این مثنوی را بسته ای/ می کشی آن سوی که دانسته ای

مثنوی را چون تو مبداء بوده ای/ گر فزون گردد تو اش افزوده ای

(مثنوی معنوی دفتر چهارم ابیات 1-5)

به اتفاق روایات نقل شده :چون چلبی ملاحظه کرد که یاران مولانا بیشتر به قرائت آثار عطار و سنایی مشغولند و اثر مشتمل بر دقائق آداب و سلوک از طبع مولانا تراوش نکرده است. شبی مولانا را در خلوت یافت و درخواست نمود کتابی به طرز منطق الطیر یا الهی نامه به نظم در آورد: مولانا فی الحال از دستار خود کاغذی که مشتمل بر 18 بیت آغازین مثنوی بود بیرون آورد و به حسام الدین داد و پس از این به نظم مثنوی پرداخت که بصورتی شگفت انگیز مولانا مثنوی را می سرود و حسام الدین آن را می نوشت به گونه ای که گاه تا سحرگاهان ادامه می یافت . با اتمام دفتر اول وقفه ای حدوداً دو ساله در سرودن و انشای مثنوی پدید آمد که پس از آن دفتر دوم و سایر دفاتر شش گانه مثنوی به عنوان یکی از گرامی ترین و با ارزش ترین تراوشات فکری بشریت و بصورت مطلق جامع ترین و ژرف ترین منظومه فارسی عرفانی سروده شد . مصاحبت مولانا و حسام الدین پانزده سال طول کشید که آن شیخ کامل و این مرید مستعد به افاضه و استفاضه مشغول بودند.

  

4. قطران:

برخی از تذکره نویسان او را اصالتاً اورموی دانسته اند . حاجی خلیفه در کتاب معروف کشف الظنون قطران را از اهالی ارومیه می داند که در جوانی عازم تبریز شده و در آن شهر رحل اقامت افکنده .استاد سعید نفیسی نیز قطران را اورموی دانسته و نوشته است :قطران ابن منصور اورموی تبریزی که اصلاً از مردم ارومیه بوده و از بزرگان شعرای درجه دوم ایران است و در سال 465 رحلت کرده...

از اشعار او می توان به قصیده معروف زلزله تبریز اشاره کرد که در ابیاتی از آن می گوید:

ای به بالا بلدی آزادان / آرزوی دلی و رنج روان

تنم از عشق تو نوان و نزار/ دلم از رنج تو نژندو نوان

آرزوی جوان و پیری تو وز / تو دایم به درد پیرو جوان

  

5. محدث اورموی :

به سال 1283 شمسی در شهر ارومیه به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود فرا گرفت . پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و فرا گرفتن ادبیات فارسی به تکمیل معلومات خود پرداخت و ادبیات عرب و سایر علوم دینی را فرا گرفت و سپس برای بهره گیری از حوزه علوم اسلامی مشهد که در آن ایام از رونق بالایی برخوردار بود به آن شهر عزیمت نمود و چهار سال در آن حوزه به فراگیری علوم اسلامی پرداخت . پس از آن در تهران به استخدام وزارت فرهنگ در آمده به تبریز رفت و در دبیرستان نظام به تدریس پرداخت و در سال 1320 دوباره به تهران بازگشته و در کتابخانه ملی به عنوان رئیس بخش مخطوطات به فعالیت فرهنگی و خدمت خود ادامه داد.در سال 1335 به دعوت دانشکده معقول و منقول به آن دانشکده رفت و به تدریس مشغول شد و در سال 1342 از دانشکده منقول و معقول (الهیات فعلی) دکترا گرفت و تا سال 1347 که باز نشسته شد ، در آن دانشکده به تدریس پرداخت .

محدث اورموی در سال 1358 هجری شمسی به علت سکته قلبی از دنیا رفت و در جوار آرامگاه ابوالفتوح رازی آرام یافت . مجموئه آثار اورموی 35 تصحیح و تالیف می باشد که معروفترین آنها تصحیح شرح فارسی غررالحکم ودررالکلم عبدالواحد آمدی با شرح آقا جمال خوانساری می باشد که تدوین سخنان حضرت علی (ع) می باشد و در 7 جلد گرد آمده است و دوم تفسیر شریف لاهیجی از دیگر آثار محدث اورموی می باشد.

  

6. سراج الدین اورموی :

از علمای عهد آباقاآن در سال 594 هجری قمری بدنیا آمد و در سال 682 چشم از جهان فرو بست. وی اواخر عمر در قونیه به سر برد و آن ایام مقارن با حیات وحضور مولانا در قونیه بود. نقل شده است که در اوایل شیخ سراج الدین منکر مقام مولانا بود و پس از مدتی انکارش به اقرار انجامیده در شمار ارادتمندان مولانا آمد و موقع وفات مولانا در تششیع جنازه او شرکت داشته و قصیده ای سروده که از ابیات آن این دو بیت می باشد:

کاش آن روز که دریای تو شد خار اجل/ دست گیتی بزدی تیغ هلاکم بر سر

تا در این روزجهان بی تو ندیدی چشم / این منم بر سر خاک تو که خاکم بر سر

از سراج الدین آثار متعددی بر جای مانده است که عبارتند از:

مطالع الانوار که شرح عدیده ای بر ظان نوشته انداز جمله شرح قطب الدین محمد رازی از دانشمندان معروف قرن هشتم ، مناهج، بیان الحق ، لطافت الحکمه و...

سراج الدین مدتها قاضی القضات قونیه بوده است و صاحب کتاب روضات الجنات در وصف او نوشته اند « القاضی سراج الدین محمد ابن ابی بکر ارموی صاحب کتاب المطالع فی منطق و کان من فضله اهل زمانه».

  

7. طرزی افشار:

از شعرای اواسط قرن یازدهم هجری، معاصر شاه صفی و شاه عباس ثانی که در منطقه طرزلو به دنیا آمد و سالها بعد به شهر اصهفان رفته و مدتی نیز در آن شهر اقامت گزیده است وی راجع به مسافرتش به اصفهان می نویسد :

از بلده قزوین به صفاهان سفریدم/ بی خرجی و بی اسب خرامان سفریدم

یاران سفریدند به جمعیت و من هم/یک قافله با حال پریشان سفریدم

دیوان طرزی افشار به همت محمد تمدن در سال 1307 به چاپ رسیده و بعد در سال1338 تجدید چاپ شد .از اشعار طرزی افشار :

مبادا که از ما ملولیده باشی/ حدیث حسودان قبولیده باشی

چو درس محبت نخواندی چه سود ار/ فروعیده باشی اصولیده باشی

برو طرزیا زلف خوبان به چنگت/ زمانی بیفتد که پولیده باشی

  

8. میرزا علی عسگر آبادی:

از واعظان و عالمان معروف ارومیه به سال 1282 هجری قمری در روستای عسگر آباد ارومیه به دنیا آمد و به تحصیل علوم دینی مشغول گردید و پس از اخذ درجه اجتهاد به وعظ و ارشاد مردم پرداخت . در دوران مشروطه مجبور به مسافرت به استانبول گردید و در آنجا نیز با وعظ و تبلیغ به نشر و بسط معارف دینی پرداخت. وی از عالمان و روحانیونی بود که دغدغه وحدت و همدلی بین مسلمین را داشت و از تاثیر کلام بالایی برخوردار بود . همچنین مرحوم عسگر آبادی برای اولین بار اجازه داد مسجد اقامه نمازش (مسجد بازارباش) به میز و نیمکت آراستند و مستمعین اعم از مسلمان وحتی غیر مسلمان بدون کوچکترین ممانعت پای سخنانش نشسته و از مواعظ او بهره مند گردیدند . وی در سال 1376 هجری قمری دار فانی را وداع گفت.

  

9. فخرالاسلام اورموی:

میرزا محمد صادق فخرالاسلام ، از نستوریهای اورموی بود که نخست در کلیساهای شهر به تبلیغ مسیحیت می پرداخت و سپس به دین اسلام گرایش پیدا کرد و تحصیل علوم دینی را پی گرفت. و پس از شانزده سال تحصیل و اخذ درجه اجتهاد درحوزه نجف به ارومیه مراجعت نموده و به وعظ وارشاد مردم پرداخت.معروفترین اثرفخرالاسلام

«انیس الاعلام فی نصره السلام» در ده جلد می باشد که در آن به اثبات حقانیت دین اسلام پرداخته است . مجموعه آثار او آنگونه که در ریحانة الادب آمده است عبارتند از :

انیس الاعلام فی نصرت الاسلام و الرد النصاری، بهان المسلمین، بیان الحق والصدق المطلق

تعجیز المسلمین ،خلاصه الکلام فی افتخار الاسلام وجوب الحجاب و حرمه الشراب

  

10. دهقان، علی:

به سال 1289 هجری شمسی در شهر ارومیه دیده به جهان گشود و پس از اتمام دورة تحصیلات متوسطه به استخدام وزارت فرهنگ آن زمان درآمده و مشغول تدریس می شود.پس از مدتی استعفا داده و جهت ادامه تحصیل به تهران رفته و در رشتة ریاضی و علوم تربیتی فارغ التحصیل می شود.

دهقان پس از اتمام تحصیلات وخدمت نظام وظیفه در وزارت فرهنگ به عنوان معاون اداره کل تعلیمات عالیه مشغول می شود و برای مطالعه در امور فرهنگی و آموزش با ده نفر از دبیران به پاریس و لندن اعزام اعزام می شود و در بازگشت دو جلد کتاب با عناوین « تعلیم و تربیت در کشور فرانسه » و «تربیت معلم» تالیف می کند.

وی در سال 1329 به ریاست فرهنگ آذر بایجان شرقی منصوب می شود و تحولات عمیقی را درآن سازمان پدید می آورد وبا مساعدت شهروندان موجب پیشرفت چشمگیری به لحاظ کیفی و کمی در فرهنگ آن دیار می گردد. وی در سال 1338 به عنوان استاندار گیلان و بعد از دو سال به عنوان استاندار آذر بایجان شرقی منصوب می شود و در سمت استانداری نیز منشـأ خدمات ارزنده ای می شود و به علت اختلاف نظر با مسئولان ، از ادامه خدمت منصرف و در سال 1343 به تقاضای خود بازنشسته می شود . مرحوم دهقان در سال 1381 شمسی به دار بقا رحلت می کند در حالی که نامی نیک و خدماتی ماندگار از خود به جای گذاشته بود.

  

11. عرب باغی،سیدحسین:

از علمای شاخص ارومیه در سدة اخیر به سال 1254 هجری قمری در روستای سعید لوی ارومیه دیده به جهان گشود و در دوران خردسالی به شهر ارومیه آمده تحت سرپرستی عمویش قرار گرفت . وی پس از کسب علوم متداول حوزوی در مسجد جامع ارومیه به شهر مشهد عزیمت نمود و هشت سال درآن شهر به ادامه تحصیل در محضر اساتید علوم دینی پرداخت. سپس به شهر نجف رفته و در محضر اساتیدی چون آیت ا... محمد کاظم طباطبائی وآخوند ملا محمد کاظم خراسانی و دیگران به تکمیل معلومات خود پرداخت.از مرحوم عرب باغی آثار متعدد و پرشماری به جای مانده است که تعدادشان به 82 جلد بالغ می شود واز جمله آنها :قواعدالاسلام، ارکان الاسلام، اوامر الاسلام ، نواهی الاسلام و ... می باشد. مرحوم عرب باغی آنگونه که نقل شده است و شاهد بوده اند شخصی به غایت پرهیزگار و وارسته بوده که موقع وفاتش غیر از گلیمی مندرس و چند جلد کتاب و مبلغ ناچیزی وجوه نقد چیزی از وی باز نماند در حالی که مبالغ زیادی از وجوهات در اختیارش بود. وی درسال 1329 شمسی(1369قمری) به دار بقا رحلت نمود .

  

12. ابوالبر راضی:

شیخ نجم الدین ابوالبررضی از علما و عرفای قرن هفتم ارومیه می باشد و مزارش در شهر ارومیه ،کوچه ای بنام اولیا در خیابان شهید مدنی واقع شده است . آنگونه که از نوشته های سنگ مزار وی استنباط می شود وی عالمی جامع در فضل و تقوی بوده است و در علوم عقلی و نقلی صاحب نظر بوده و همچنین از خطی زیبا وچشم نواز برخوردار بوده است . وی در سال 701 هجری قمری وفات نموده است است . دو بیت از خطوط سنگ مزار ابوالبر که خوانا هستند عبارتند از :

ضریح امام الجامع الشیخ ذوالفضل/ امام التقی و تاج فی وصفه عقل

سعید شهید سالک ناسک / فنون علوم العرف و العقل والنقل

  

13. اورموی ، شمس الدین

شمس الدین ابو عبدا.. محمد ابن حسین معروف به قاضی عسگر اصالتاً اورموی و مقیم مصر بوده وی در فقه واصول سرآمد بوده وفقه را از شیخ صدرالدین حمویه آموخت . از آثار او شرح المحصول و فرایض الوسیط می باشد . وی در سیزدهم سال 650 هجری قمری در گذشت.

  

14. اورموی تاج الدین

ابو احمد محمدبن حسین قاضی از شاگردان فخر رازی و در علوم عقلی در مرتبه والایی واقع بود. وی در بغداد سکونت داشت و در مدرسه شرفیه تدریس می کرد و قبل از حمله تاتار به سال652 هجری قمری وفات نموده است.

وی آثار متعددی تالیف نموده است که از جمله آنها« الحاصل والمحصول» درعلم اصول می باشد که در سال 616 آن را به اتمام رسانده است.

بنا به نوشته ابن الفوطی در حوادث الجامعه تاج الدین بیشتر از هشتاد سال عمر کرده و ابن ابی الحدید معتزلی شارح نهج البلاغه قصیده طویلی در مرثیه او و عبدالحمید خسرو شاهی سروده که دو بیت آن عبارتند از :

رحل الارموی عنا رحیلا / زاده فیه علمه بالوجود

اغفلت بعده العلوم و ضاقت/ طرق الفقه عن سلوک المرید

  

15. عبدالرشید ادیب الشعرا:

ادیب الشعرا ، عبدالرشید فرزند میرزا محمد شفیع محمود لوی افشار و معروف به میرزا رشید از پرکارترین شاعران ارومیه در قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم می باشد . او در شعر «رشید» تخلص می کرد . مقدمات فارسی و عربی را در محضر محمد رضا مفتی فرا گرفت و سپس با مطالعات شخصی و مستمر در کتابخانه های خصوصی خوانین افشار به مقام بالایی در فضل و دانش رسید.

دیوان وی در بلوای سال 1336 هجری قمری نایاب گردید و اثر منثور او تاریخ افشارریست . وی این تاریخ را در سال 1283 هجری قمری آغاز و در مدت سه سال به اتمام رسانده است.

رشید به زبانهای فارسی و ترکی به شیوایی شعر می سرود وی در مقدمه تاریخ افشار خود را اینگونه معرفی نموده است:

کنون مستمع ای خداوند هوش/ به گفتار منظوم من دار گوش

در این کشور نظم نامی منم/ ارومی است گنجی، نظامی منم

بسا سالها بگذرد تا چو من / رشیدی پدید آید اندر سخن

  

16. اصولی اورموی :

میرزا محمود آقا اصولی فرزند احمد امین شرع و از عالمان طراز اول ارومیه محسوب می شد . وی به سال 1247 هجری قمری متولد ، و پس از اتمام تحصیلات مقدماتی عازم عتبات گردیده در محضر اساتید علوم اسلامی به فراگیری دروس حوزوی مشغول شد. تا اینکه به مرحله اجتهاد رسید و به زادگاه خود برگشت. به دلیل تبحر وتسلط وی در علم اصول ، به اصولی معروف شد . مرحوم اصولی در سال 1329 شمسی پس از مدتها بیماری دار دنیا را وداع گفت.

  

17. تمدن :

محمد تمدن به سال 1267 شمسی به دنیا آمد و عمر خود را صرف گسترش علم ودانش وفزهنگ نمود.وی در اغلب کمیسیونهای اداری و انجمنها شرکت می نمود و دراحداث بعضی از مؤسسات ونهادها نظیر پرورشگاه شبانه روزی برای کودکان بی سرپرست نقش داشت . همچنین عضویت در کمیسیون سربازگیری ، ایجاد جمعیت شیر و خورشید سرخ (هلال احمر فعلی) و احداث ساختمان آن از دیگر فعالیتهای تمدن بوده است .همچنین وی دارای چاپخانه ای بنام تمدن بوده است و نخستین کسی است که به سبک نوین در ارومیه ، کتابفروشی دایر نموده است.

تعدادی از آثار منتشر شده تمدن عبارتند از:

تصحیح دیوان طرزی افشار ، محرم نامه ، نوروز نامه، ایران در جنگ بین الملل اول، تذکره بزرگان و سخن سرایان آذر بایجان غربی و.... .

وی در سال 1356شمسی در گذشت.

 

18. واله افشار :

حاج میرزا علی معروف به«صدر الذاکرین» فرزند عبدالحسین در سال 1260 هجری قمری در شهر ارومیه چشم به جهان گشود . از فعالیتهای اجتماعی، تحصیلات و جزئیات زندگی واله اطلاع چندانی در دست نیست و با توجه به اشتهارش به صدرالذاکرین می توان حدس زد که عمده کار او موعظه و اندرز مردم و ذکر مناقب و مصائب معصومین بوده است. وی در شعر به «واله» تخلص می کرد و به لحاظ تعلق به قبیله افشار، به واله افشار معروف است.

از واله دو اثر درباره حضرت علی(ع) در دست است که عبارتند از :

الف- توان و روان : که منظومه ایست در شرح و ترجمه چهل حدیث نبوی در فضایل امیر المومنین (ع)

ب‌- غدیریه: که تخمیس قصیده مشهور ملا مهر علی خویی با مطلع :

ها علیٌ بشر کیف بشر/ ربّهُ فیه تجلّی و ظهر

در بیست نه بند می باشد . وی فرزندی بنام حاج میرزا علی اصغر (1351 – 1320 شمسی) داشته که مانند پدرش طبعی سلیم و ذوقی لطیف داشته و به «محیط» تخلص می کرده است .واله در سال 1330 هجری قمری رحلت نمود.

( منبع شهرداری ارومیه )