يوسف خا ن شجاع الدوله افشار اورميه


سردار بلند آوازه ایران درعصر ناصري

يوسف خا ن شجاع الدوله افشار اورميه

اورميه مهد مردان دلير و شجاعي است كه همواره در طول تاريخ ضمن پاسداري از وطن، خدمات شاياني انجام داده و نامي نيك در صفحات تاريخ از خود به يادگار گذارده اند. يوسف خان افشار قاسملو، معروف به «شجاع الدوله» فرزند لطفعلي خان سرتيپ افشار و او نيز پسر امامقلي خان افشار قاسملو مي باشد وي از افسران كاري و با عرضه بوده و طرف توجه  عباس ميرزا نايب السلطنه واقع شده بوده است. برادران يوسف خان  عسگر خان سرتيپ شهيد و اماقلي خان (بيوك خان) اقبال الدوله مي باشند.

در اوائل سال 1275 ق ، يوسف خان سرهنگ از طرف دولت مركزي براي جنگ با تركمن ها در خراسان اعزام گرديد. در آن زمان مرو و سرخس از توابع خراسان كه مسكن طوايف تركمن هاي خراسان مي باشد، دست به قتل و غارت در آن نواحي زده و باعث هرج و مرج شده بودند. براي دفع اين اشرار حشمت الدوله همراه با فوج هاي هفتم و هشتم افشار ابواب جمعي يوسف خان و فوج هاي مراغه با جعفر قلي خان نصرت الملك و جمعي از قواي ايران با فرماندهان مشهور به پايتخت احضار شدند.موقع حركت به سوي جبهه جنگ ، حشمت الدوله با فوج هاي افشار اورميه پيش جنگ بود و قوام الدوله از عقب اردو مي رفت. چون سواران تركمن همواره به دنبال وقت بوده تا عقب اردو را از لشكر خالي ديده به يكباره بر آنها حمله كنند.تركمن ها با كشتن عده اي از سپاه ايران از قلعه مرو فراري شده و قلعه بدست حشمت الدوله مي افتد .

سپاه ايران پس از يكماه اقامت در قلعه كوچ كرده و يك فرسخي محل تركمن ها قرار گرفتند . دو طايفه از اين تركمن ها از اين حركت مطلع گشته به رودهايي راکه در عرض راه بودند راه عبور بر لشكريان مسدود شود . وقتي يوسف خان افشار از اين قضيه مطلع شد با فوجهاي خود داوطلب شده و كمر همت بست تا بر روي رودخانه پل هايي بسازد . اين فكر يوسف خان مورد قبول واقع گرديد و به اين خدمت مامور شد .يوسف خان در همان شب با چوبهاي تنومند و بزرگ كه بر روي رودخانه قرار داشت ، راه عبور مطمئن و محكمي براي سپاه ايران فراهم ساخت و استحكام آنان چنان بود كه آن همه لشكر با اسب و امكانات از روي آنها گذر نمودند و در مقابل سنگرهاي تركمن ها صف كشيدند و همان روز به اندازه دوازده هزار تير آتشبار از توپ ها خالي شد ولي آسيبي به تركمنها نرسيد هنگاميكه آذوقه سپاه كم شده بود يوسف خان قبول نمودند به قلعه مرو كه آذوقه بسيار در آن بود برود و موفق به اين كار نيز شد .يوسف خان در جنگ با تركمن ها جانفشانيها و شجاعتهاي بسياري از خود نشان داد كه اينها چند نمونه از آنها بود كه در فوق ذكر شد.

بعد از آن جنگ سختي روي داد ، سربازان جلو دار اردوي دولتي خالي از مهمات و فشنگ شده و پيغام داده و خواستار قورخانه شد ولي كسي نتوانست از ترس جانشان به آنها كمك كنند و به محاصره تركمن ها افتادند و مغلوب آنها گرديدند . تا اينكه تركمنها يوسف خان با هده اي از لشكريان به اسارت گرفته مي شوند . بعد از گرفتاري يوسف خان ، چون تركمنها فهميدند كه وي از روساي ايل افشار اورميه و اكنون از سرداران با عرضه حكومت مركزي مي باشد در حبس و حراست وي احتياط تمام و مراقبت هاي ويژه انجام دادند و در تصاحب آن بين تركمنها رقابت و منازعه بوجود آمده بود .عاقبت حكيم توپال و قوسيدخان كه از بزرگان تركمنها بودند ، يوسف خان و همراهانش را با خود مي برند و در حراست خود نگه مي دارند .

مدت اسارت يوسف خان در ميان تركمنها دو سال و نيم طول مي كشد . بعد از اين مدت يوسف خان به اين فكر افتاد خود را از اين گرفتاري نجات دهد چون از طرف دولت براي آزادي وي هيچ عجله و اقدامي نگرديد . براي همين مي توانست حتي الامكان با خريدن و آزاد سازي سربازان دولتي خصوصا سربازان افشار نمايد . يوسف خان با ابلاغ اين موضوع به طوايف تركمن از فكرش آگاه ساخت و آنها از اين پيشنهاد خوشحال شدند و قبول نمودند هر كدام از آنها اسيران را آورده و به قيمت هاي گزافي مي دادند و يوسف براي رهايي آنها مجبور بود آنها را بخرد .در اين حال در اورميه اكبر ميرزا پسر قهرمان ميرزاحكمران اورميه بود . نجفقلي خان بيگلربيگي پسر حسينقلي خان بود و خانه نشين شده بود ،در روز پنجشنبه 20 جمادي الثلني وفات نمود و در قبرستان خان ( خان قبرستاني ) جاي فعلي سازمان تبليغات اسلامي دفن گرديد تا بعدا به عتبات عاليه انتقال يابد .از آثار ماندگار آن مرحوم تعمير محراب جنوبي مسجد جامع اورميه و نصب طلا در بالاي گنبد و منبر مسجد است .اكبر ميرزا بعد از شش سال حكمراني اورميه جاي خود را به اسداله خان قاجار داد . در سال 1279 ق ، ملك منصور ميرزا برادر اعياني ملك قاسم ميرزا و ه ردو از صبيه ي امامقلي خان بيگلر بيگي افشار بودند . به مسند حكمراني اورميه رسيد .

و از دارالخلافه حركت كرده و امضاي فرمان از ناصر الدينشاه گرفته بود خود به جهانگير خان بيگلربيگي و امامقلي خان  سرتيپ افشار اطلاع داد و خود به روستاي بدلبو – ملك امامقلي خان سرتيپ رسيد و در آنا توقف كرد . و روز بعد در عمارت كلاه فرنگي سراي موروثي مرحوم ملك قاسم ميرزا قرار سلام عام را گذاشت و نيابت حكومت را به جهانگير خان بيگلر بيگي سپرد .بعد از مقبول شدن درخواست يوسف خان قرار آزادي او را از زندان تركمن ها به هفده هزار تومان دادند ، يوسف خان با پرداخت قرامت خود و سربازان شادمان از اين گرفتاري و غربت بسوي پايتخت حركت كرده و بعد از ورود به تهران و ديد و بازديد به حضور ناصر الدين شاه رسيده و از اينكه در جنگ با تركمن هخا در مقدمه سپاه جانفشاني و مردانگي ها از خود نشان داده و چند سالي اسارت كشيده و نامنلايمات ديده است و در خلاصي اسراي ايران يد بيضا نموده است به درجه سرتيپ اولي و اضافه مواجب نظامي مفتخر گرديد . بعد از اين سردار ايران به موطن خود ، اورميه حركت مي كند . اين در حالي بود كه علي خان رئيس ايل شكاك كه با راهزني و قتل و غارت در دهات شورش و واهمه انداخته بود بي درنگ و بي معطلي براي گرفتاري و از بين بردن آنها مامور مي شود . با اينكه علي خان شكاك خيلي بي باك و قوي بود او را اسير كرده به اورميه مي آورد .

اما چند روز بعد با وساطت سرتيپ اول ملك منصور ميرزا كحمران شهر آزاد مي گردد . بعد از آن يوسف خان بنا به دستور بايد به تهران حركت مي كرد . امام قلي خان سرتيپ دوم . برادر خود را در اورميه گذاشته و با پسر خود اردشير خان بحضور ناصر الدينشاه احضار گرديد . تا به فرمان شاه به استر آباد حركت كند و آن سامان را نيز از دست تركمن هايي كه بناي شرارت گذاشته بودند آزاد سازد . بعد از اتمام خدمات در استر آباد و بازگشت به تهران ، اردشيرخان منصب سرهنگي فوج هفتم را دريافت مي دارد . يوسف خان بايد در تهران ماندگار ميشد چون يكي از اركان اصلي ارتش ايران بشمار مي رفت براي همين اردشيرخان سرهنگ با دو فوج هفتم و هشتم به اورميه بر مي گردد . در راه  بر گشت محمد حسن بيگ كهكلوي افشار سرهنگ فوج هشتم در گذشت .در ايامي كه يوسف خان از ماموريت استر آباد بازگشت و مقيم تهران گرديد به علت عدم رضايت فوج هاي مراغه از فرمانده خود آقاي مير پنجه ، مقدمه شورش دو فوج مظفر و جديد مراغه اتفاق افتاد و به اطلاع ائلياي دولت رسيد .

 آنان خواستار آن بودند كه يوسف خان رئيس فوجهاي مراغه بشود . محمد حسن خان سپهسالار ، يوسف خان را به آنجا فرستاد و يوسف خان معدل يكصد تومان به صاحب منصبان ايشان بعنوان انعام داده و جملگي را به مراحم ملوكانه اميد وار ساختند اين حسن خدمت معزي اليه مزيد بر خدمات سابقه گرديد و نزد ناصر الدين شاه جلوه بيشتري نمود . براي همين فرمان لقب شجاع الدوله از شاه براي يوسف خان صادر گرديد .بعد از بركناري ملك منصور ميرزا از حكمراني اورميه ، احمد ميرزا معين الدوله به حكومت رسيد زمانيكه معين الدوله از تهران به تبريز رسيد ، شجاع الدوله نيز در تبريز بود و پيشكاري آذربايجان را عزيز خان سردار كل عهده دار بود .در سال 1284 ه . ق طايفه ي بلباس كه همواره اورميه و مراغه را قتل و غارت مي نمودند از زمان نايب السلطنه عباس ميرزا طايفه قره پاپاق در سولدوز ( نقده ) براي دفع شر بلباس ها اسكان داده شدند . و مانند سدي محكم ايستادگي و دفاع مي نمودند .

زمانيكه عده اي از قره پاپاق ها در ساوجبلاغ مامور نگباني بودند ، حمزه آقا رئيس بلباس ها سي نفر از قره پاپاق ها را به قتل رسانيد و به لايجان فرار نمود دولت فقط با فرمان اينكه قلعه اي در آنجا ساخته و فوجي كه به دفع شر آنها بپردازد اكتفا نمود و اين خيلي دير بود ولي شجاع الدوله كه در آن زمان در اورميه حضور داشت طاقت نياورد به لايجان حركت نموده حمزه و اطرافيانش به خاك عثماني فرار كردند بعد از اين شجاع الدوله با آسودگي قلعه ي مزبور را در مدت سه ماه با مبلغ دو هزار تومان با پول خود ساخت و به اتمام رسانيد . وي از طرف دولت به دريافت خلعت مفتخر گرديد و مخارج قلعه را از حقوق ديواني اورميه به شجاع الدوله مرحمت نمودند .زمانيكه مظفر الدين ميرزا در تبريز بود مردم بر عليه ميرزا آقاي نوري شوريده و اورا از شهر بيرون ساختند . قائم مقام بجاي او نشسته و چون به هيچ كدام از فوج هاي آذربايجان آشنايي نداشت ، براي همين از شجاع الدوله ، امين و مطمئن و آگاه به امور درخواست نمود تا يك فوج از فوج هاي افشار را با صاحب منصبان هوشيار براي نگهباني مخصوص براي قائم مقام به تبريز بردند .

شجاع الدوله بعد از عيد نوروز 1285 ه . ق مهمات نظامي اورميه را به برادر زاده اش خان باباخان سپرد و امور حكومتي را به جهانگير خان بيگلر بيگي و خود همراه پسرش اردشير خان سرهنگ به تبريز حركت نمود .هنگام توقف شجاع الدوله در تبريز خبر رسيد ميخائيل نامي از روسيه به اطلاع ناصر الدين شاه رسيد و شاه براي استقبال و پذيرايي از او شجاع الدوله ي سردار را مناسب ديد . و آنها در روز چهاردهم محرم در مكاني بنام خلعت يو شاه كه يك فرسخي تبريز است با هم ملاقات كردند .نماينده روس براي قدر داني به شجاع الدوله وعده داد كه از امپراتوري روسيه براي او نشان و حمايل گرفته و بوسيله دولت ايران ارسال دارد .چون شجاع الدوله از ماموريت مهمانداري فراغت يافت از طرف شاه به حكومت خوي و سلماس و اورميه و لايجان منصوب گرديد و در خوي اقامت گزيد . ولي باز معين الدوله به حكومت اورميه مي رسد ولي مردم بخصوص افشارهاي اورميه راضي به اين كار نبودند با شورش خواستار عزل او از حكومت مي شوند .

معين الدوله و فرزندش مجبور مي شوند از ساختمان حكومتي به باغ دلگشا برود باز مردم پشت سر او رفته و در مقابل باغ هرچه دشنام و شعار ضد او سر مي دادند . اردشير خان ازدحام مردم را ساكت مي كند و بعد از چند روز مردم دست بردار نبودند ، اينبار معين الدوله به روستاي قره آغاج از املاك آقاخان سرتيپ كه داراي قلعه جديد بود فرار نمود .وليعهد اقبال الدوله برادر شجاع الدوله را كه از ماموريت بوشهر بازگشته بود ، مامور ساكت كردن شورش مردم اورميه كرد . وقتيكه معين الدوله باز به شهر مي آيد مردم دست بردار نبوده هر چه بيشتر خشم خود را نشان دادند و ناچار معين الدوله به روستاي گجين از املاك رجبعلي خان سرتيپ توپخانه پناهنده شد ولي بعد از ملاقات با اقبال الدوله به اورميه برگشته شب را در باغ توت روبروي باغ دلگشا مي گذراند و به صبح مي رسشاند . مردم به حضور اقبال الدوله رسيده ظلم و تعديات معين الدوله و اينكه بايد شجاع الدوله حاكم شهر شود چرا غريبه از او عارض شده و تهديد مي كنند كه باز از شورش و اعتراض خود دست بردار نبوده و تا آخر كار خواهند بود . براي همين اقبال الدوله به تبريز حركت كرده و خواستار راه چاره مي شود . و بعد از سه ماه ناچارا معين الدوله دست از حكمراني اورميه دست كشيده به تبريز حركت مي كند .چنان كه قبلا اشاره شد نماينده روس كه وعده داده بود خلعت و نشان از امپراتور روسيه بگيرد با حمايل مخصوص كه علامت درجه سرداري و بعلاوه نشان و جواهرات به شجاع الدوله سردار ايران اعطا گرديد .حكومت شجاع الدوله تا سال 1294 ه . ق ادامه داشت . اين سردار رشيد و نامي ايران در اين سال بر اثر بيماري در زنجان بدرود حيات گفت .

سراي شجاع الدوله داخل بازار اورميه يادگار نام همين سردار ايراني مي باشد كه در دست طلا و جواهر فروشان اورميه قرار دارد . اين سردار ، دوستدار فرهنگ ادب بوده و براي همين با تشويق و دستور ايشان ميراث ماندگار و با ارزش كتاب خطي تاريخ افشار توسط ميرزا عبدالرشيد بن ميرزا محمد شعيف محمدلوي افشار معروف به اديب الشعرا و متخلص به رشيد تاليف گرديده است كه مروبط به تاريخ اورميه از زمان صفويه تا شورش شيخ عبيداله كرد مي باشد.لازم است اداره ميراث فرهنگي با عنايت بيشتري به بناهاي تاريخي از جمله ( سراي شجاع الدوله ) به اين مجموعه اي بسيار با ارزش دوره قاجاريه كه بيش ار صدو پنجاه سال حافظه ي تاريخي در اورميه دارد در تعمير و جلوه گرنمودن زيبائيهاي آن بكوشند .

منابع و توضيحات :

1-    لطفعلي خان سرتيپ افشارپسر امامقلي خان و در زمان نايب السلطنه فرماندهي فوجهاي هفتم و هشتم را داشت و مسجد لطفعلي خان در خيابان سرداران ( گول استي ) يادگار اوست كه در سال 1248 به مرگ اتفاقي درگذشت .

2-    شرح رجال ايران – مهدي بامداد – ج 6 – زوار 1357

3-    روضه الصفا ي ناصري – رضا قلي خان هدايت – ج 15 – اساظير

4-    تاريخ افشار – ميرزا اديب الشعرا –شفق تبريز – 1346

5-    تاريخ عمومي آذربايجان – احمد كاويانپور – آسيا 1346

نوشته شده در یکشنبه یکم آبان ۱۳۹۰ توسط آقای مجید خلیل زاده 

 40