بنای مدرسه هدایت

سر در ورودی ساختمان اصلی مدرسه با طاقهای هلالی شكل در دو جبهه با رعایت قرینه سازی به سالن اصلی متصل می شود . و نمای شمالی ساختمان با ایوان كم عمق با ستونها و قوسهای نیم برجسته مزین به آجرهای لعابدار فیروزه ای رنگ شده اند . پیشانی ایوان با كاشی های هفت رنگ تزئین شده كه متاسفانه اكثر آنها از بین رفته است و اندكی از آنها با نقش گل و بته باقی مانده است . تالار اصلی مدرسه در دو جبهه نمای شمالی و جنوبی دارای ارسی های عظیمی است كه با شیشه های رنگی تزئین شده است.

مرحوم حاج محمد صحت ایگدیر فوق لیسانس رشتهٔ دبیری‌ از دانشگاه تهران بانی‌ و بنیا نگذر دبیرستان هدایت بودند. این بنا‌در سال ۱۳۴۵ واحد مسکونی بود و یک سال بعد به همت مرحوم دبیرستان هدایت نام گرفت و یکی‌از بهترین مدارس زمان شد.

تا اینکه ده‌سال بعد درسال ۱۳۵۶ این مدرسه نو پایه به دو قسمت تبدیل شد. قسمت نوساز چند سالی ‌بعنوان مدرسه راهنمائی دخترانه و قسمت قدیمی آن بعنوان واحد مسکونی مورد استفاده قرار گرفت .

تا اینکه اوایل ۱۳۸۰ اداره میراث فرهنگی با بدست گرفتن این بنا ‌و مرمت و بازسازی آن بعنوان یادگاری از معماری قدیم در اختیار عموم قرار گرفت.

 قطعه فیلم :

 

 

                 

         Hedayat-old          

 

{google_map}37.551010,45.070510{/google_map}      

 

{edocs}/images/stories/Artikkel_pictures/hedayat-iranzamin-1382.pdf,600,600{/edocs}

{phocapdf}/images/stories/Artikkel_pictures/hedayat-iranzamin-1382.pdf{/phocapdf}

{google_docs}/images/stories/Artikkel_pictures/hedayat-iranzamin-1382.pdf{/google_docs}

 

موسیقی آذربایجان

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

مردم آذربایجان ، مردمی اصیل و هنرپروند. موسیقی جایگاه ویژه ای در دل همه و آنها، از روستایی و ایلیاتی گرفته تا شهرنشین دارد و روح تک تکشان با صدای سازوآواز و داستان سرایی عاشق ها پیوند خورده است و از شنیدن آن در هر کجا که باشند احساس غرور و شعف می کنند.

موسیقی عاشقی آذربایجان ، غنی ترین نمونه و ادبیات و فرهنگ شفاهی آذربایجان است . درباره و پیشینه و اوزان ها و گوسان ها باید گفت که اوزان ها خنیاگرانی بودند که در گذر زمان خود را به چندین هنر از جمله شاعری ، نوازندگی و آهنگسازی و داستان پردازی آراسته اند.

 

گوسان ها که به نظر می رسد از نظر لفظ با اوزان ها، شباهت داشته باشد، در لغت ارمنی به معنای خواننده ، نوازنده و دلقک به کار رفته است . این داستان ها و ترانه های عامیانه از گذشته های دور، میان عاشق ها رواج داشته است . قدیمی ترین منبعی که از اوزان ها می توان نام برد، کتاب دده قورقود است .

این کتاب قدیمی ترین کتاب ترکی تلفیقی از نظم و نثر به صورت داستان است و تاثیر زیادی در سنت داستان سرایی آذربایجان گذاشته است .

عاشق ساز می زند، نغمه و داستان می سراید و با خواندن شعرهای حماسی ، احساسات پاک و انسانی و آزادیخواهانه را در روح و جان مردم زنده می کند و در اغلب داستان های رمانتیک (افسانه ای ) مانند اصلی و کرم ، عاشیق غریب ، عاشیق امراه ، عباس و گولگز، عاشیق قربان و... قهرمان اصلی داستان خود، عاشق است .

جالب است که یکی از این داستان ها با مضمون دویدن عاشق از پی معشوق و گریز معشوق و تغییر شکل یافتن او، در فرانسه هم معروف است و sesohpromatemsednosnahc نامیده می شود که میسترال ، شاعر مشهور، دوباره آن را به نظم درآورده است . نقل انواع شعرهای قطاری نیز در میان عاشق ها مرسوم است و بلندترین آنها شعری است که در آن زندگی آدمی از روز تولد تا خانه و گور توصیف شده است .

عاشق ها از دل روستا و ایل و عشایر برخاسته اند و بیان کننده و افکار و آرزوهای مردم عادی اجتماع اند و در واقع حرف دل آنها را می زنند. اصول کارشان ، بداهه نوازی است و معمولا_ آشنایی با نت و علم موسیقی ندارند و نوازندگی و خوانندگی از پدرانشان سینه به سینه با گوش کردن و به خاطر سپردن به آنها رسیده است . اما موسیقی آذربایجان تنها به این دسته از عاشق ها محدود نمی شود بلکه موسیقی ملی و علمی هم دارد و موسیقیدانان و آهنگسازان بسیاری را در سطح جهانی مطرح کرده است .

تاریخچه آن به قرن 91 و خیلی پیش تر از آن می رسد اما از قرن 19 حیات ادبی و صنعت موسیقی آذربایجان پیشرفت زیادی کرده است و در نتیجه و آشنایی نزدیک با فرهنگ و تمدن کشورهای اروپای غربی ، علم و هنر آن با مضمون و خصلتی شرقی شروع به رشد نمود. در جریان پیشرفت فرهنگ و ادبیات آذربایجان در قرن 19، اسم و آوازه و تارزن هایی چون صادق جان ، خوانندگانی چون عبدالباقی و عاشق هایی چون نجفقلی در گوشه و کنار قفقاز پیچیده و شهرت بسزایی کسب کرده بود.

تغییرات سیاسی ، اجتماعی و ادبی قرن 19، در بسیاری از شهرهای آذربایجان خودنمایی می کرد. یکی از این شهرها شوشا بود. آوازه و این شهر به علت داشتن طبیعت زیبا و افسونگر و فرهنگ مترقی نه تنها در آذربایجان بلکه در جاهای دورتر از آن نیز پیچیده بود . ادبیات و موسیقی این شهر توجه سیاحان ، ادیبان و موسیقی شناسان کشورهای اروپای غربی ، روسی و سایر ملل را جلب کرده بود. تابستان ها از گوشه و کنار قفقاز، شعرا، نمایشنامه نویسان ، آهنگسازان و موسیقیدانان در آن جا جمع می شدند و در اجرای برنامه های تئاتر، کنسرت و مجالس جشن و عروسی شرکت می کردند.

شهر شوشا مسکن استعدادهای درخشانی در موسیقی و شعر بود و چهره هایی همچون قاسم بیگ داکر، میرمحسن نواب و میرزاصادق اسداوغلو، نجف بیگ وزیراف ، خورشیدبانوناتوان و مشهدی جمیل و... نه تنها در آذربایجان بلکه در جاهای دورتر از آن نیز مشهور و شناخته شده بودند. در این خصوص موسیقی شناس مشهور و- دینوقرادوف برای موسیقی شهر شوشا که از شهرهای باصفای قره باغ محسوب می شد ارزش والایی قائل شده و می نویسد:

تاریخ موسیقی آذربایجان به وسیله و هنرمندان شوشا خلق شده است این هنرمندان موسیقی خود را نه تنها در وطن خود بلکه در سایر ممالک خاوری شناسانده اند.

 

از سایت «خانه اقوام»